روزی مریدان در صف حمام ایستاده بودند و یک یک وارد حمام میشدند و لیفی بر تن و سفیدابی بر بدن میمالیدند و بیرون می آمدند .. شیخ که شب همان روز به عروسی برادر زاده اش دعوت شده بود ، سبیل هایش را تراشیده بود و قصد مراجعت به حمام داشت .. اما ترس [...]
بایگانیِ فوریه 2012
شیخ و مریدان
ارسالشده در دسته خرکي ها در 2012/02/28 | 7 دیدگاه »
آقام خانوم هایده
ارسالشده در دسته خرکي ها در 2012/02/28 | ۱ دیدگاه »
صوب داشتم میومدم سر کار میخواستم سر فاطمی پیاده شم ، راننده تاکسیه خانوم هایده گذاشته بود مجبور شدم تا ونک باهاش رفتم ، دوباره برگشتم ..
خداترین حس ..
ارسالشده در درس و امتحان و اینا در 2012/02/28 | بیان دیدگاه »
سر کلاس نشستی .. استاد داره وز وز میکنه توام نعشه ای .. خودکار از دستت میوفته ..
دولت تخمی
ارسالشده در زارت و زورت سیاسی ! در 2012/02/28 | 2 دیدگاه »
یه ساعت پیش صبونه خوردم ، الان مثه خر گشنمه .. زمان خاتمی اینجوری نبود که .. اونموقع شیش صوب صبونه میخوردی تا 7 بعد از ظهر هیچی هم که نمیخوردی بازم خم به ابروت نمیومد !
عنهایی
ارسالشده در دسته خرکي ها در 2012/02/28 | ۱ دیدگاه »
حس یه لنگه باگتی رو دارم که یه هفته اس مونده گوشه یخچال .. روزی بیس بار در یخچال باز و بسته میشه ، ولی هیشکی نمیاد بخوردتش .. خوب یکی بیاد بخوردتم دیگه ، خسه شدم خوب !
کورسوی امید
ارسالشده در دششویی در 2012/02/28 | بیان دیدگاه »
تنها نکته خوشایند این جبر جغرافیایی اینه که لااقل توالتاش فرنگی نیست !
جام باشگاها رو هم از دست دادم !
ارسالشده در فوتبال در 2012/02/28 | بیان دیدگاه »
دیروز داشتم از متروی توپخونه پیاده میشدم ، یه کسکشی از اون سر یه تکل بدی زد زیر پام ربات صلیبیم پاره شد ، الان تا آخر فصل مصدومم ..
کانون خانواده
ارسالشده در دسته خرکي ها در 2012/02/28 | بیان دیدگاه »
یه بارم یکی بهم پیشنهاد سکس داد ، گفتم نمتونم .. من به متکام تعهد دارم ..
ارسالشده در دسته خرکي ها در 2012/02/28 | بیان دیدگاه »
بعضی وختام خوابیدی ، خواب میبینی از یه جا افتادی ، وختی میرسی زمین کل بدنت ییهو میلرزه از خواب بیدار میشی .. خیلی حس باحالیه ..
جوجه ماشینی
ارسالشده در دسته خرکي ها در 2012/02/28 | بیان دیدگاه »
بچه که بودم یه دونه از این جوجه رنگیا داشتم ، یه بار دقت کردم به کونش دیدم سوراخ کیونش هی جمع میشه هی باز میشه ، هی جمع میشه هی باز میشه .. به گمونم با کیون نفس میکشید لاشی !
عاشقانه ها
ارسالشده در عاشقانه ها در 2012/02/28 | بیان دیدگاه »
لطافتی که در پوست توست ، در پوست خر نیست !
شیخ و مریدان
ارسالشده در دسته خرکي ها در 2012/02/28 | بیان دیدگاه »
روزی شیخ در بی آر تی نشسته بود و هندزفیری به گوشش بود.. اتوبوس که به ایستگاه رسید شیخ ییهو به خودش آمد و از مریدان پرسید پل مدیریت است آیا ؟ مریدان جملگی به دروغ گفتند آری آری خودش است ، در حالی که ملاصدرا بود .. شیخ سراسیمه و با هزار بگایی از [...]
عاشقانه ها
ارسالشده در عاشقانه ها در 2012/02/28 | بیان دیدگاه »
کاش من صندلی کامپیوترت بود هر روز کونتو لمس میکردم !
مزه خیار میده !
ارسالشده در دسته خرکي ها در 2012/02/28 | بیان دیدگاه »
هیچوخت از رنگ رژ لب یه دختر ایراد نگیرین .. من یه بار این کارو کردم ، پنج دیقه بعد برگشتم دیدم همه اش رو خورده ..!
دارم بابا میشم لابد
ارسالشده در دسته خرکي ها در 2012/02/15 | 11 دیدگاه »
تخمام خیلی میخاره .. فک کنم قراره جوجه موجه از تخمام بیاد بیرون !
رقصی چنین میانه مستراحم آرزوست ..
ارسالشده در دششویی در 2012/02/15 | 2 دیدگاه »
وختی تو خونه تنهام در دششویی رو باز میزارم آهنگ هم میزارم در حال شاشیدن میرقصم انقده باحال میشه !
طعم تلخ انتظار ..
ارسالشده در دششویی, برچسب زده شده دششوییای پارک دانشجو ! در 2012/02/15 | بیان دیدگاه »
انتظارکشیدن خیلی سخته مخصوصن اگه تو صف دششویی باشه ..
جمعیت بی ذوق
ارسالشده در دسته خرکي ها در 2012/02/15 | 5 دیدگاه »
امروز تو بوفه دانشگا یه آروغ خیلی خوبی زدم ، کل سالن برگشتن نگام کردن .. منتظر بودم برام دست بزنن .. ولی نزدن : (
ارسالشده در دسته خرکي ها در 2012/02/06 | 10 دیدگاه »
گیرم که می زنید گیرم که می کشید با وضعیت سرد آب و هوایی چه می کنید ؟ [فرازی از یادداشت های یک کون ترک خورده در اثر برودت هوا]
برکت خدا
ارسالشده در دسته خرکي ها در 2012/02/06 | بیان دیدگاه »
امروز تو کوچه داشتم میرفتم ، دیدم یه پنج گیشنیز افتاده روی زمین .. ورداشتم بوسش کردم گذاشتمش بالا دیوار ، به راهم ادامه دادم ..
ارسالشده در عاشقانه ها در 2012/02/06 | بیان دیدگاه »
من به تو مایل و تو کج !
هش صد درجه زیر صفر
ارسالشده در مهارتهاي من در 2012/02/06 | ۱ دیدگاه »
من موتور ندارم ولی میخوام از فردا کلاه کاسکت بزارم سرم ، برم بیرون .. از بس هوا سرده لامصب !
خاندان نبوتش عن شد
ارسالشده در اي کساني که ايمان آورده ايد در 2012/02/06 | بیان دیدگاه »
پسر نوح با بدان بنشست ، دست تو دماغ کردن و اینارو یاد گرفت دیگه تخم سگ !
میزارمش وسط پذیرایی
ارسالشده در دششویی در 2012/02/02 | 4 دیدگاه »
من اگه یه روزی پا بده برم فرنگ ، حتمن با خودم یه کاسه توالت میبرم ..
