خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ اکتبر 2011

شانس کیری

امروز با خودم چتر بردم بلکه بارون بند بیاد

نوشته را کامل بخوانید »

پولم ندارم البته

من فقط چون به توالت فرنگی اعتقاد ندارم ایران موندم

نوشته را کامل بخوانید »

مکالمه من با یکی از رفیقام

+ کدوم دانشگا درس میخونی ؟ –  دانشگاه تهران + آخه چرا ؟ مگه آزاد قبول نشدی ؟!

نوشته را کامل بخوانید »

آخرش ..

آخر سر هم دمپاییام رو تکیه میدم به دیوار مستراح ، از مستراح میام بیرون دستامو با شلوارم خشک میکنم ، یه لنگه از دمپاییا میوفته زمین ، تیتراژ میره ..

نوشته را کامل بخوانید »

محققان اخیرا به این نتیجه رسیده اند که «گوز» همان صدای اصطکاک است ، انقدر سخت نگیرین ..

نوشته را کامل بخوانید »

آخرین سنگر مستراحه ..

نوشته را کامل بخوانید »

فک کنم مترو تنها جای تمیز توی این شهر کثیفه

نوشته را کامل بخوانید »

بر باد رفته ..

نصف جوونیم تو مستراح حروم شد .. نصف دیگه اش هم پشت در مستراح به انتظار

نوشته را کامل بخوانید »

یکی از رفیقامم هست ، اونوخ این با تاید جق میزنه ! آری چنین است شیوه و مسلک مردان خدای ..

نوشته را کامل بخوانید »

مامان دوز مارک دار

به پشم های فر شده کون اصغر(رفیقم) قسم ، پوشیدن شورت یقه هفتی ظلم بزرگیست که در حق خایه های خود میکنید ، مگه مامان دوز چشه؟

نوشته را کامل بخوانید »

ریغو

امروز با بچه ها از دانش گا برگشتنی مشاعره با فحش میکردیم .. متسفانه فحش از «ر» کم آوردیم ، بازی متوفق شد !

نوشته را کامل بخوانید »

 هیجان اولین گوزی که جلو زنت میدی از هیجان شب زفاف هم بیشتره

نوشته را کامل بخوانید »

تخم مرغ شونه ای 9000 تومن

تخم مرغ هم نشدیم لااقلکن !

نوشته را کامل بخوانید »

کینو پیو

یه زمانی هم ما آدم بودیم .. اما نمیدونم چی شد یه دفه فرشته مهربون قاطی کرد سگ شد زد گائوند ما رو .. خیار شدیم

نوشته را کامل بخوانید »

بزرگترین آرزوم اینه که ایران و اسرائیل تو دور حذفی جام جهانی  بخورن بهم ، بعد ببینم انوقت نظام محترم جمهوری اسلامی میخواد چه گوهی به سر و کله عنیش بمالونه ؟

نوشته را کامل بخوانید »

الو .. زارت

اولین موفقیتی که تو زندگیم کسب کردم هم بر میگرده به هف هش ده سال پیش ، زمانی که تونستم با تشتک نوشابه از تلفن سکه ای تماس حاصل کنم .. البته لازم به گفتنش نیس که تلفنه به گا رفت ..

نوشته را کامل بخوانید »

ما اینترنت را بدون فیلتر نمیخواهیم ..

نوشته را کامل بخوانید »

روزی شیخ انگشت سبابه در مماخش فرو کرد و بر پیژامه اش مالید .. مریدان که این دیدند همه آن کردند و پیژامه هاشان همه به عن مماخ آکنده گشت .. شیخ که این دید انگشت فاکش را به مریدان نشان داد و فرمود دیری دیرین ، من اینو مالیدم نه اونو .. مریدان نعره [...]

نوشته را کامل بخوانید »

میگم ماهایی که تو این جمهوری اسلامی زندان نرفتیم ، پس فردا به بچه هامون بگیم چی ؟

نوشته را کامل بخوانید »

من نمیدونم چرا همیشه کار به جاهای باریک میکشه .. حالا مثلن نمیشه یه بارم به جاهای کلفت بکشه ؟ تازه اینجوری خیلیم بهتره که ..

نوشته را کامل بخوانید »

دوس جونی !

رفاقت دو حالت بیشتر نداره .. یا تو آویزون رفیقتی ، یا رفیقت آویزون تو

نوشته را کامل بخوانید »

موقع فوتبال نگاه کردن هشتاد دیقه میشینی چش تو چش تلوزیون هیچ اتفاقی نمیوفته ، یه دیقه میری دششویی میای میبینی بازی دو دو تموم شده  

نوشته را کامل بخوانید »

خلق الانسان من حشر

نوشته را کامل بخوانید »

اصول صمیمت

 هرچقدر رفاقتا نزدیک تر ، فحشا رکیک تر

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 27 مشترک دیگر بپیوندید